الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
39
الغدير ( فارسى )
مصلحتآميز امام عليه السّلام سپرده بود ، نه به پرتگاه گمراهى و ستم و جنايت مىافتاد و نه ابهت و شكوه خلافت مىكاست ، و هم خود معزز و شكوهمند مىبود و هم امّت اسلام ، ولى چه فايده ! خداى حكيم و مقتدر از درون و برون هركس آگاه است ، و مسلّم است كه پارهاى افراد ، دنيا دوستند و براى كسب لذايذ و بهرههاى دنيوى به هرجنايت و گناه و توجيه غرضآلود و ناروا دست ميآلايند ، ولى بايد دانست كه صحنهء سهمگين رستاخيز و دادگاه عدل الهى در انتظار است . 44 - عثمان مردان پاكدامن و اصلاحطلب كوفه را به شام تبعيد مىكند بلاذرى مىنويسد : چون عثمان ، رضى اللّه عنه ، وليد بن عقبه را از استاندارى كوفه بر كنار ساخت ، آن را به سعيد بن عاص سپرد ، و به او دستور داد كه با مردم مدارا كند . به همين سبب ، با قاريان قرآن كوفه و با معاريف آن نشستوبرخاست مىكرد و با آنان انجمن داشت ، و اين اشخاص با او انجمن مىكردند : مالك اشتر ، زيد بن صوحان ، صعصعة بن صوحان ، حرقوص بن زهير ، جندب بن زهير ازدى ، شريح بن اوفى ، كعب بن عبده كه مردى زاهد و عابد بود و به دست پسر بن ارطاة كشته شد ، عدى بن حاتم طائى ، كدام بن حضرى . مالك بن حبيب ، قيس بن عطارد ، زياد بن خصفة ، يزيد بن قيس ارحبى ، و عدهاى ديگر . يك وقت همهء اينها با او جمع بودند و نماز عصر را خواندند و با هم به گفتگو پرداختند و سخن به زمينهاى حاصلخيز ميان كوفه و بصره ( بين النهرين ) كشيد و زمينهاى دامنهء كوهستان ، و گفتند كه زمين بين النهرين بر زمينهاى كوهستان برترى دارد ، زيرا همه آنچه در مزارع كوهستان مىرويد ، در آن مىرويد به علاوهء نخل . آنكه حرف اين زمينها را پيش كشيد ، حسّان بن محدوج ذهلى بود . در اين هنگام ، عبد الرحمن بن خنيس اسدى رئيس شهربانى گفت : خيلى دلم مىخواست كه آن زمينها مال استاندار ، يعنى سعيد بن عاص مىبود و شما زمينهايى بهتر از آن مىداشتيد . مالك اشتر به او گفت : براى استاندارى زمينهايى بهتر از اين آرزو كن ، امّا حق ندارى آرزو كنى كه زمينهاى ما